محمد موسوى

96

مجموعه پيك شفا ( درمان استسقاء " سيروز كبدى " ) ( فارسى )

صدا درمىآيد و بيمار با تشنگى و عطش شديد درحالىكه شكمش پر از آب و باد است و در اثر كم‌خونى و ضعف شديد دار فانى را وداع مىگويد . از توضيحاتى كه ذكر شد مىتوان تقسيم‌بندى طب ايرانى را در مورد انواع استسقاها درك كرد . اگر رطوبت و آب در حالات بحران كبد و وخامت اوضاع آن زياد باشد استسقاء را ذقى مىنامند . و اگر باد و گاز بر احوال وخيم كبد افزون‌تر از آب و مايعات خلطى باشد شكم به صورت طبل درمىآيد و به آن استسقاى طبلى گويند . هرچه فزونى باد بيشتر از آب باشد امكان بهبودى ميسر و راحت‌تر خواهد بود . استسقاى سومى چيست ؟ سومى استسقاى لحمى است . استسقاى لحمى زمانى صورت مىگيرد كه كبد علىرغم وخامت اوضاع خود قادر خواهد بود كه بطور نسبى اخلاط نيم‌هضم را بتدريج در همه اندام‌هاى بدن منتشر كند و از حاصل آن بتواند بطور نسبى مقدارى آب و غذا براى اندام‌هاى ديگر مهيا سازد و خود نيز از آن بهره ببرد . وجود مواد نيم‌هضم در بافت‌هاى بدن ورم و گاز توليد و اندامان بدن به رنگ سفيد مايل به زرد بدرنگ مىماند كه جريان خون كمتر در آن به چشم مىخورد . قبل از آنكه علامات و نشانه‌هاى بيشترى از هريك از استسقاهاى ذقى ، طبلى و لحمى را برشمارم علامت‌هاى مشترك ميان هر 3 نوع استسقاء را ذكر مىكنم : رنگ صورت حالتى است بدرنگ و زشت كه خوشايند نيست و بيمار خسته و ناتوان نشان داده مىشود ، پاها ورم مىكند و خون با گردش در عروق پا تورم توأم با هيجان و بدرنگى دارد و رنگ پشت دست‌ها نيز همينطور همراه با بادكردگى كاملا غير عادى است ، اشتهاى به غذا كم است و نفس كامل نيست و هرازگاهى تنگى در نفس نمايان مىشود . بيمار زود خسته مىشود و نيروهاى خود را از دست مىدهد . اشتهاى بيماران استسقايى بسيار كم مىشود و به حد اقل ممكن مىرسد . مزهء دهان تلخ و اگر تلخ نباشد بدمزگى آن از تلخى بدتر است . رنگ ادرار تيره است زرد تيره‌اى كه آن به آن كدورت بيشتر مىيابد و علت آن قلّت خون است . آن‌قدر زردرنگى